نیما رفیع : قسمت‌های تاریک وجودم در موسیقی نمایان می شود

- 1

نیما رفیع از جمله خواننده‌ها و موزیسین‌های جوانی است که در دو سال قبلی یکسری تک‌آهنگ منتشر کرده و اجراهای کوچکی را نیز تجربه نموده است . وی در‌این قطعات نشان داده دغدغه‌ی ادبیات دارااست و برای گزینش شعر وسواس به خرج میدهد . از اشعار جدید به کارگیری میکند و بعضاً اشعار چندین شعر سرا را با نیز ادغام می کند . همینطور تحت عنوان نوازنده گیتار و هم‌خوان در کنسرت داریوش آذر اورا ملازمت و همراهی کرد و درین همیاری تسلطش در اجرا را نیز بیشتر نشان بخشید . نیما رفیع به نوعی آهنگ الکترونیک پاپ ارائه مینماید ; چیزی که احتمال دارد پیش‌تر نمونه‌اش را در بعضا اثرها تولد باقری , مجموعه بالزن , اثر ها داریوش آذر و سایر افراد چشم باشید . راهش از این منظر دشوار است ; به دلیل آن که بایستی بخشی از مخاطبان آهنگ جدا یا این که جریان فرعی و جزو مخاطبان آوا پاپ را جذب نماید . در آستانه‌ی تکثیر اثرها جدیدش با وی گپ و اذعان کرد کوتاهی داشتیم .

کار حرفه‌ای تو با قطعه «نیست رنگی» آغاز شد؟
در تمام این سالیان گیتار , گیتار الکتریک , تار , سه تار و پیانو یاد گرفتم و تعدادی سال شاگرد وکال پدرام نیک نفس بودم و با مازیار واحدی نیز عمل کردم . اینجانب برای خودم آهنگ می‌ساختم و می‌خواندم ولی دورازشوخی نشده بود . با بچه‌های مجموعه «آتراوان» دوست بودم و تصمیم گرفتم با همیاری آنها به صورت بدون شوخی یک قطعه ساخت کنم . شعری از سهراب سپهری که دوست داشتم را گزینش کردم . برای شعر ملودی صحیح کردم و سیکل آکوردها را نیز پیدا کردم . تمام سازها به حالت زنده نواخته شد ولی در میکس و مستر و کیفیت ضبط یه خرده کوتاهی کردیم . قطعه‌ی «نیست رنگی» این چنین ساخته و منتشر شد .

چطور بعد از آن حال و هوای اثر ها تغییر و تحول کرد؟
بعد از آن فهمیدم این قطعه با سلایق و علایقم مختلف است و دوست دارم ادویه الکترونیک در آثارم بیشتر باشد . از طرفی ما آذری هستیم و مدام به آوا اپرای ترکی عشق داشتم و گوش می‌دادم . آغاز کردم به نوشتن سیکل آکورد برای قطعات نو . در غایت آکوردها مدام مقداری خیره کننده و غریب می‌گردد که از به عبارتی آهنگ آذری می آید . در آن زمان برای صدا و سرود نزد پدرام نیک نفس یادگرفتن می‌دیدم . یک روز به ایشان گفتم دوست دارم با داریوش آذر فعالیت کنم . شغل های اورا شنیده بودم و خیلی دوست داشتم . در غایت پدرام , ماکت آهنگ اینجانب که فراهم بود را برای داریوش آذر ارسال کرد و وی نیز شنید و خیلی دوست داشت . یک شب داریوش به اینجانب زنگ زد و اظهار کرد کارت را شنیدم و دوست دارم با نیز فعالیت کنیم .

و این همیاری با داریوش آذر به قطعه «خاکستر» ختم نشد؟
او‌لین قطعه‌ای که با داریوش آذر فعالیت کردم «خاکستر» بود . آهنگسازی با اینجانب است و در تهیه نیز کنار داریوش هستم و لحاظ میدهم . امضای داریوش و لایه‌هایی که طولانی تر کرد قطعه را به تراز آخری رساند . همینطور محمد شریعت نیز برای میکس و مستر کنارم بود . بعد از آن نیز دو قطعه دیگر یعنی «موج» و «واهی» را عمل کردیم . شرایط کنونی شاکله‌ی کلیدی گالری مهیا است .

آهنگ برای تو بیان احساسات است یا این که بیان کردن حرف‌هایی که فکر می کنی با اهمیت هستند؟
اینجانب بشر خنده‌رو و شعف هستم البته تاریکی‌های درونم را صرفا در آوا می توانم نشان دهم . به همین خاطر آکوردهای قطعاتم مقداری گوناگون می شود . هیچ‌وقت دوست ندارم مستمع بتواند سیکل آکوردها را حدس بزند . دوست دارم با اینجانب پیش برود و هر لحظه بدین مسئله اندیشه نماید . در مورد وکال نیز از حالت‌های روزمره‌ی به کار گیری از صدا , خارجش می کنم . نواسانات و فراز و فرودهای صدا را با کلام و موضوعی که مطرح می‌گردد تهیه و تنظیم میکنم . علاقه‌ای به خود نمایی در موضوع وکال ندارم البته از طرفی دوست ندارم این المان از موسیقی‌ام تکراری باشد . در صورتی‌که عصیانی می‌باشد می بایست فریاد زد یا این که درصورتی که عجزی موجود هست می بایست با به عبارتی لحن ادا شود تا مقاله را برساند . موسیقی از تاریکی وجودم بیرون میگردد و به همین خاطر احتمال دارد نتواند همه‌پسند باشد زیرا اصولاً آهنگ من شاد نیست . دوستی‌ها , علاقه , خانواده و اجتماعم زمینه قطعات اینجانب است . مثلاً صد رد صد «نیست رنگی» یا این که پارت اول «موج» کاملاً اجتماعی است و بعداز آن عشق مطرح میشود . اینجانب دوست دارم عملکرد کنم در آلبوم‌ تمام حرف‌های خودم را بزنم . از اندوه و شادی‌هایی که دارم . برای اینجانب با اهمیت است چه چیزی می گویم و چه چیزی می خوانم . امیدوارم دست کم جماعت قلیلی شغل های مرا گوش نمایند و با آنها رابطه برقرار نمایند .

ممکن است بپسندید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *